تولد 11 ماهگی
دیروز تولدم بود...![]()
البته برنامه خاصی نداشتیم
فقط مامان بزرگم برام ظرف غذا با عکس پوه خریده بود![]()
که توش چند تا جا داشت واسه چند جور به به![]()
مامانم یه برنامه هایی واسه تولد یه سالگیم داره![]()
![]()
من در پایان ۱۱ ماهگی اینارو میگم:![]()
بابا
به به
د د
اسبازی:اسباب بازی
آمه:شیر مادر
هاپو
هاپ هاپ
آب
آب بده
آب بیده
ای چیه:این چیه
آگا:آقا
آر آر:قار قار
پوپ:توپ
یکی دو بار هم ماما گفتم![]()
و این کارارو میکنم:![]()
ادای سرفه بابارو درمیارم![]()
ادای خمیازه و ادسه رو در میارم![]()
با سرعت چهار دست و پا میرم![]()
در و دیوارو میگیرم و راه میرم![]()
تا یک دقیقه تنهایی می ایستم![]()
فقط ۲ تا دندون پایینیو دارم![]()
البته مامان میگه ۲تا بالاییا به زودی درمیان![]()
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


تولد 11 ماهگی
